<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پایگاه اطلاع رسانی هیئت محبان المهدی(عج) گلپایگان</title>
	<atom:link href="http://moheban.info/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://moheban.info</link>
	<description>یک وبلاگ دیگر با وردپرس</description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 15:01:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1-alpha</generator>
		<item>
		<title>فضیلت کسب و کار</title>
		<link>http://moheban.info/1391/02/%d9%81%d8%b6%db%8c%d9%84%d8%aa-%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1/</link>
		<comments>http://moheban.info/1391/02/%d9%81%d8%b6%db%8c%d9%84%d8%aa-%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 15:01:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هیئت محبان المهدی(عج)</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://moheban.info/1391/02/</guid>
		<description><![CDATA[گروهی از شاگردان امام صادق (ع ) گرد شمع وجود آن حضرت ، حلقه زده بودند، امام دید یکی از دوستانش بنام عمربن مسلم در میان آنها نیست ، جویای حال او شد، عرض کردند: او مدتی است ترک تجارت کرده رو به عبادت آورده (و تنها در محل خلوتی مشغول عبادت شده است ( [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">گروهی از شاگردان امام صادق (ع ) گرد شمع وجود آن حضرت ، حلقه زده بودند، امام دید یکی از دوستانش بنام عمربن مسلم در میان آنها نیست ، جویای حال او شد، عرض کردند: او مدتی است ترک تجارت کرده رو به عبادت آورده (و تنها در محل خلوتی مشغول عبادت شده است ( امام فرمود: وای بر او، اما علم ان تارک الطلب لایستجاب له : آیا نمی داند کسیکه تلاش برای کسب معاش را ترک کند، دعایش به استجاب نمی رسد. سپس فرمود: در عصر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) وقتی آیه ۲ و ۳ سوره طلاق نازل شد که ومن یتق اللّه یجعل له مخرجاً &#8211; و یرزقه من حیث لا یحتسب : و هر کس از خدا بترسد و پرهیزکار باشد، خداوند راه نجاتی برای او می گشاید و او را از جائیکه گمان ندارد روزی می دهد. گروهی درها را بر وی بستند و رو به عبادت آوردند و گفتند: خداوند عهده دار روزی ما شده است وقتی پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) از جریان آنها آگاه شد، شخصی را نزد آنها فرستاد که چرا مشغول چنین عبادتی شده اید، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود: کسی که چنین کند، دعایش ‍ مستجاب نمی شود، بر شما باد به کوشش برای تحصیل معاش زندگی.<br />
داستان دوستان / محمد محمدی اشتهاردی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://moheban.info/1391/02/%d9%81%d8%b6%db%8c%d9%84%d8%aa-%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انبیا فطرت ما را بازخوانی کردند&#8221; بررسی نامه سی و هشتم نهج البلاغه &#8220;</title>
		<link>http://moheban.info/1391/02/%d8%a7%d9%86%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d9%81%d8%b7%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c/</link>
		<comments>http://moheban.info/1391/02/%d8%a7%d9%86%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d9%81%d8%b7%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 May 2012 14:47:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هیئت محبان المهدی(عج)</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب مذهبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://moheban.info/1391/02/</guid>
		<description><![CDATA[آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق &#8211; انبیا فطرت ما را بازخوانی کردند&#8221; بررسی نامه سی و هشتم نهج البلاغه &#8221; به گزارش خبرگزاری شبستان، حضرت آیت الله جوادی آملی در ادامۀ مباحث درس اخلاق فرمودند: انسان یک حقیقت پاینده‌ است این طور نیست که مرگ آخر راه باشد این اوایل راه است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق &#8211; انبیا فطرت ما را بازخوانی کردند&#8221; بررسی نامه سی و هشتم نهج البلاغه &#8221;</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://moheban.info/wp-content/uploads/2012/05/default1.jpeg"><img class="size-full wp-image-1303    aligncenter" title="default" src="http://moheban.info/wp-content/uploads/2012/05/default1.jpeg" alt="" width="118" height="164" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">به گزارش خبرگزاری شبستان، حضرت آیت الله جوادی آملی در ادامۀ مباحث درس اخلاق فرمودند: انسان یک حقیقت پاینده‌ است این طور نیست که مرگ آخر راه باشد این اوایل راه است راههای اساسی بعد از مرگ است جریان طولانی برزخ هست صحنه قیامت هست بازخواست هست صراط هست عرضه اعمال هست سنجش اعمال هست تا انسان به دارالقرار برسد که ان‌شاءالله بهشت باشد و <span id="more-1302"></span>برای ابد بماند! چون انسان یک موجود حقیقی است (یک) و متکامل و پویاست (دو) تکامل و پویایی یک موجود حقیقی باید حقیقی باشد نه اعتباری (سه) فقه و حقوق و اخلاق که باید و نبایدهای اعتباری دارند حتماً باید به یک سلسله تکیه‌گاه حقیقی وابسته باشند (چهار) ما در حقیقت با آن تکیه‌گاه حقیقی داریم حرکت می‌کنیم و نتیجه اینها را بعد از مرگ می‌یابیم عدّه‌ای هم هم‌اکنون می‌یابند (پنج و شش).<br />
یکی از بیانات نورانی وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) این است که هر کسی که صبح از منزل حرکت کرد وارد بازار می‌شود و کالای آن بازار هم این است که یا خودش را می‌فروشد یا خودش را می‌خرد[۱] قبل از اینکه این حدیث نورانی توضیح داده بشود به وضع موجود برخی از تبهکارها شما سری می‌زنید برخیها هم می‌دانند که فلان کار بد است و پایان زشتی دارد اما نمی‌توانند ترک کنند مشکل اینها چیست؟ اینها که مبتلا می‌شوند ـ خدای ناکرده ـ معتاد می‌شوند اینها هم کارتن و کارتن‌خواب را می‌بینند هم جدول و جدول‌خواب را می‌بینند خطر برای آنها یقینی است چرا باز دست از این کار برنمی‌دارند؟ این درباره مسائل دنیا. در جریان آخرت بعضیها مسلمان‌اند مؤمن‌اند به بهشت یقین دارند به جهنم یقین دارند, یقین دارند که این کار پایانش جهنم است ولی باز از گناه دست‌بردار نیستند منشأش چیست؟ این حدیث نورانی می‌تواند راهگشا باشد که هم ما آسیب‌شناسی بکنیم هم خودمان را نجات بدهیم تحلیل این مسئله چندین بار در همین محفل گذشت ولی چون مهمانها متفاوت‌اند گاهی تکرار لازم است.<br />
حضرت آیت الله جوادی اذعان داشتند: بخشی از کارهای ما به علم و اندیشه برمی‌گردد بخشی از کارهای ما هم به انگیزه و عمل برمی‌گردد در درون ما دو متولّی وجود دارد که یک متولّی یک شأن از شئون جان ما مسئولیّتش تصوّر و تصدیق و قضایای علمی است بخش دیگر مسئولیّتش درباره اراده و عزم و قصد و جزم و اخلاص و نیّت و امثال ذلک است عزم یک کار عملی است جزم یک کار علمی است متولّی اندیشه و جزم و تصوّر و تصدیق و قضایا و علم چیز دیگر است مسئول عزم و اراده و اخلاص و نیّت و قصد چیز دیگر, ما قبل از اینکه درونمان را بشناسیم و با فنّ اخلاق, درونمان را اصلاح کنیم و به این خطرهای یادشده مبتلا نشویم یک مثال بیرونی ذکر می‌شد که آن را اگر عنایت کنیم می‌تواند راهگشا باشد. از نظر بیرون در دستگاه حواسّ بدنی بخشی از حواس ما عهده‌دار ادراک‌اند یعنی چشم و گوش, بخش دیگری از حواسّ ما و نیروهای ما مسئول تحریک و کارند یعنی دست و پا, کار چشم و گوش, دیدن و شنیدن است کار دست و پا, حرکت است این تقسیم‌شده است افراد از نظر این دو نیرو به چهار قسم تقسیم می‌شوند قسم اول کسانی‌اند که هم چشم و گوش آنها سالم است هم دست و پای آنها, آنها هم خطر را می‌بینند و می‌شنوند و هم قدرت فرار دارند مثل کسی که چشمش بیناست این مار و عقرب را می‌بیند و دست و پای او سالم است فرار می‌کند این هم بخش ادراکیِ او تأمین است هم بخش تحریکی او این قسم اول.<br />
قسم دوم کسانی‌اند که بخشهای ادراکی آنها قوی است یعنی چشمشان سالم است گوششان سالم است ولی دست و پای آنها فلج است یا بیگانه آمده این دست و پا را بست این شخص مار را می‌بیند عقرب را می‌بیند ولی قدرت فرار ندارد چون آنکه باید فرار بکند دست و پاست که بسته است آنکه می‌بیند, کاری از او ساخته نیست اگر به این شخص شما عینک بدهید دوربین بدهید تلسکوپ بدهید میکروسکوپ بدهید دستگاه دیدش را تقویت کنید مشکلش حل نمی‌شود برای اینکه آنکه می‌بیند که فرار نمی‌کند آنکه باید فرار بکند بسته است.<br />
گروه سوم کسانی‌اند که دستگاه تحریکی اینها باز است و فعّال ولی دستگاه ادراکی اینها بسته است کسانی که دستشان سالم پایشان سالم ولی نابینا و ناشنوایند خب اینها مار و عقرب را نمی‌بینند تا فرار کنند درست است قدرت رفتن دارند ولی درکشان ضعیف است شما مکرّر وسیله نقلیه به اینها بدهید که اینها فرار کنند اما اینها نمی‌دانند کدام طرف فرار کنند.<br />
قسم چهارم گروهی‌اند که در هر دو بخش ضعیف‌اند یعنی هم ناشنوا و نابینای‌اند هم دست و پایشان بسته است این مثالی است برای حوزه حس و بدن به سراغ ممثّل که برویم می‌بینیم انسان از نظر درون و قوای درونی هم همین چهار بخش را دارد بخشی از شئون انسانی متصدّی ادراک صحیح‌اند بخشی از شئون انسانیّت متولّی اراده و تصمیم‌اند اگر هر دو سالم باشد این شخص هم در اندیشه صاحب‌نظر است و هم در انگیزه صاحب‌اراده این می‌شود عالِم عادل این هم خوب می‌فهمد هم خوب اطاعت می‌کند این هم در جزم سالم است که کارِ تصوّر و تصدیق و قضیه و اندیشه علمی است هم در عزم سالم است که کار اراده و اخلاص و نیّت و قصد و امثال ذلک است این می‌شود عالم عادل و انسانِ آزاد. گروه دوم کسانی‌اند که بخشهای اندیشه و علمی آنها کامل است بخش انگیزه اینها در اثر شکست خوردن در جهاد درونی به اسارت گرفته شده این شخص آیات الهی را خوب می‌فهمد تفسیر می‌کند درس هم می‌گوید اما وقتی به رشوه رسید با اینکه ﴿أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ﴾[۲] را در قرآن خوانده, به نامحرم رسید با اینکه ﴿قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یُغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ﴾[۳] را خوانده مقاله نوشته درس خوانده ولی باز گناه می‌کند چرا برای اینکه آن بخش علمی کامل است و کافی است اما بخش علمی که چشم را نمی‌پوشاند آنکه باید بپوشاند بخش عملی و اراده و اخلاص است که به زنجیر کشیده شده این در بیانات نورانی حضرت امیر است که فرمود: «کَم مِن عقلٍ أسیرٍ تحت هوی أمیر»[۴] در جهاد نفس اوخلین کاری که شیطان می‌کند آن بخش اراده را ضعیف می‌کند وقتی بخش اراده را به بند کشید شما مکرّر آیه و روایت بخوان مثل آنکه به آن آقایی که دست و پایش بسته است شما پشت‌سرهم تلسکوپ بده میکروسکوپ بده دوربین بده عینک بده شما به این آقا هر چه بگویی مگر شما نمی‌دانی که این آیه می‌گوید ﴿قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ﴾ آخر چرا نگاه می‌کنی؟! این اشکال وارد نیست برای اینکه علم که عمل نمی‌کند آن بخشی که باید عمل کند به بند کشیده شده شما مکرّر نصیحت بکن بگو پایان اعتیاد فلان است این هر روز با کارتن‌خوابها در ارتباط است از آنها جنس قاچاق می‌گیرد شما چه می‌گویید با جدول و جدول‌خوابها در ارتباط است این طور نیست که نداند که این صددرصد بهتر از دیگران می‌داند پایان اعتیاد جدول‌خوابی است اما علم که مشکل را حل نمی‌کند علم نیمی از قضیه است جزم عهده‌دار تصوّر و تصدیق و قضایاست این خوب سخنرانی می‌کند خوب حرف می‌زند خوب هم درس می‌گوید اما آنکه باید تصمیم بگیرد یعنی عزم و اراده, یک عامل دیگر است شیطان آن را به بند کشیده.<br />
حضرت استاد با اشاره به روایتی از حضرت امیر(ع) ادامه دادند:<br />
مرحوم صدوق(رضوان الله تعالی علیه) این روایت را نقل می‌کند که کسی به وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) عرض کرد که من توفیق نماز شب ندارم چه کنم؟ خب این تازه برای کسانی است که در راه‌اند می‌خواهند راهی‌تر کامل‌تر سالک‌تر بشوند فرمود: «قَد قَیَّدتک ذنوبک»[۵] روز ببین چه کردی توفیق شب از تو گرفته می‌شود خب آن غذایی که خوردی آن حرفی که زدی آن بیراهه که نگاه کردی این باعث می‌شود که این بخش اراده به بند کشیده می‌شود بنابراین کسی که عالماً عامداً گناه می‌کند سرّش آن است که آن بخش علم, نیمی از کار است بخش دیگر به انگیزه وابسته است آن به اسارت رفته اخلاق برای این است که انسان اسیر نشود (یک) اگر ـ معاذ الله ـ به اسارت رفت آزاد بشود (دو) «کَم مِن عقلٍ أسیرٍ تحت هوی أمیر».<br />
گروه سوم و چهارم هم مشخص است برخیها هستند که اراده خیلی قوی دارند اما نمی‌فهمند چه کار بکنند اینها مقدّسان بی‌درک‌اند گروه چهارم کسانی‌اند که جاهل مُتهتِّک‌اند نه درک صحیح دارند نه اراده سالم, اخلاق برای این است که ما را در بین این اقسام چهارگانه به قسم اول برساند وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) فرمود انسان که صبح سر از خواب برآورد وارد بازار می‌شود معامله‌ای که می‌کند این است که یا خودش را آزاد می‌کند یا خودش را برده می‌کند اگر دست به کار خیر زد و صلاح و فلاح را طی کرد انسانِ آزاده می‌شود نمی‌شود او را خرید نمی‌شود او را تطمیع کرد نمی‌شود با ترس یا با تشویق او را به گناه وادار کرد نمی‌شود این آزاد شد یا خودش را در اثر گناه برده می‌کند لذا می‌گوید من می‌دانم حرام است ولی نمی‌توانم ترک کنم خب نمی‌توانم ترک کنم برای آن است که آن بخش اراده و عزم به اسارت رفته است انسان معامله کرد وقتی معامله کرد بخش اراده را به دیگری داد وقتی بخش اراده را به دیگری داد دیگری هر چه تصمیم بگیرد او باید اجرا کند او می‌شود مأمور اجرای دیگری, بنابراین وجود مبارک حضرت فرمود مواظب باشید هر کس صبح از خواب برخاست به میدان می‌رود حالا یا حوزوی و دانشگاهی است یا میدان اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی دیگر است یا میدانهای رزمی و غیر رزمی است بالأخره هر کسی کاری دارد دیگر آن کار یا حلال است یا حرام اگر خدای ناکرده به کار حرام عادت کرد یعنی بخش اراده‌اش را به دیگری فروخت شما هر چه این معتاد را بخواهید نصیحت کنید فایده ندارد شما دارید بخش علم او را تقویت می‌کنید او بیش از دیگران می‌داند, بخش اراده او را بخواهید تقویت کنید اراده‌اش را که به دیگری سپرده نمی‌تواند تصمیم بگیرد.<br />
انبیا آمدند در حقیقت, حقیقتِ ما را به ما نشان دادند هویّت ما را به ما فهماندند که انسان کیست و چیست در درون او چیست یک طبیب چه کار می‌کند یک طبیب دستگاه گوارش ما را برای ما معرفی می‌کند بعد می‌گوید فلان غذا خوب است فلان غذا خوب نیست انبیا آمدند فطرت ما را بازخوانی کردند گفتند این بخشش برای اندیشه است آن بخشش برای انگیزه است نفس که «فی وحدتها کلّ القوی»[۶] اینها را هماهنگ می‌کند اگر فلان کار را کردی این بخش انگیزه‌ات به اسارت می‌رود اگر فلان کار را کردی این آزاد می‌شود شفاف می‌شود هر وقت اراده کردی انجام می‌دهی خدا غریق رحمت کند سیدناالاستاد مرحوم علامه طباطبایی را! می‌فرماید این بیان وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) از غرر روایات ماست آن بیان این است که «ما ضَعُفَ بَدنٌ عَمّا قَوِیَت علیه النّیة»[۷] هیچ بدنی در برابر قدرت اراده اظهار ضعف نمی‌کند هیچ بدنی! وقتی اراده قوی شد بدن هم وظیفه‌اش را انجام می‌دهد آن مقدار را که نمی‌تواند انجام بدهد وظیفه او نیست چون «رُفع&#8230; و ما لا یطیقون و ما لا یعلمون»[۸] کذا و کذا اما آن مقداری که وظیفه اوست در اثر قدرت اراده, بدن همراهی می‌کند «ما ضَعُفَ بَدنٌ عَمّا قَوِیَت علیه النّیة» هر چه نیّت قوی شد بدن هم اطاعت می‌کند فرق نمی‌کند حالا یا کسی به فلان گناه معتاد است یا به فلان مادّه اعتیاد پیدا می‌کند اگر کسی معتاد شد معتاد است مهم‌ترین عامل نجات از اعتیاد, آزادسازی اراده است و آزادسازی اراده به بیان نورانی رسول خدا(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) است که فرمود هر کس صبح برخاست وارد صحنه تجارت می‌شود یا خودش را می‌فروشد یا خودش را آزاد می‌کند[۹] در بیانات نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) هم بعدها آمده است که اگر کسی اهل زهد بود «أعتق نفسه»[۱۰] غالباً فرمایشات حضرت امیر(سلام الله علیه) مسبوق به فرمایشات رسول خدا(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) است آن حضرت فرمود: «نَجا الْمُخَفَّفون»[۱۱] سبک‌بارها نجات پیدا کردند و نجات پیدا می‌کنند وجود مبارک حضرت امیر آن طوری که در نهج‌البلاغه هست با بیان آهنگین همان مطلب را فرمود که «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا»[۱۲] سبک‌بار شوید زودتر به مقصد می‌رسید اگر نرفتیم ما را می‌برند اما آنجایی که خودشان می‌خواهند می‌برند ولی اگر خواستیم آنجا که خودمان می‌خواهیم می‌رویم این فرق است انسان که با مرگ نمی‌پوسد از پوست به در می‌آید اینکه در راه نمی‌ماند اگر نرفت او را می‌برند اما جایی که خودشان می‌خواهند اگر رفتیم می‌رویم آنجایی که خودمان می‌خواهیم. این بیان نورانی حضرت است که درباره اخلاق بیان کرده.<br />
حضرت استاد در فراز دوم فرمایشات خود و در ادامه شرح و توضیح قسمت هایی از نهج البلاغه حضرت امیر(ع) فرمودند:<br />
نامه‌ای وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) بعد از جریان عثمان برای معاویه نوشت حضرت فرمود تویِ معاویه در جریان دسیسه قتل عثمان بی‌سهم نبودی مهم‌ترین قدرت را در شام عثمان به تو داد از تو کمک خواست آن وقتی که کمک به حال عثمان نافع بود که کمک نکردی آن وقتی که عثمان از بین رفت خون‌بهای او را طلب می‌کنی پیراهن عثمان را بهانه کردی این نامه ۳۷ که بخشی از نامه‌های آن حضرت است در اینجا آمده فرمود: «فَسُبْحَانَ اللَّهِ مَا أَشَدَّ لُزُومَکَ لِلْأَهْوَاءِ الْمُبْتَدَعَةِ وَالْحَیْرَةِ الْمُتَّبعةِ» یا «الْمُتعبة»[۱۳] فرمود این هوس می‌دانی تو را تا کجاها برد چه بدعتهایی را به بار آوردی چقدر خودت را به زحمت انداختی و چقدر دیگران را به زحمت انداختی «مَعَ تَضْیِیعِ الْحَقَائِقِ وَ اطِّرَاحِ الْوَثَائِقِ» هم حقیقتها را ضایع کردی هم آن پیوندها و طمأنینه‌ها و اعتمادها و ارتباطهای مردمی را گسسته کردی «الَّتِی هِیَ لِلَّهِ طِلْبَةٌ وَ عَلَی عِبَادِهِ حُجَّةٌ» این حقایق و وثایقی را که ذات اقدس الهی در دین بیان کرده اینها جزء مطالبات الهی است خدا اینها را از ما می‌خواهد اینکه فرمود: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْؤُولُونَ﴾[۱۴] اینها را متوقّف کنید بازداشت کنید اینها زیر سؤال می‌روند برای اینکه ببینند اینها مطالبات الهی را انجام دادند یا ندادند و همین مطالبات الهی, حجّت بر مردم است تو همه اینها را ضایع کردی «فَأَمَّا إِکْثَارُکَ الْحِجَاجَ عَلَی[۱۵] عُثَْمانَ وَ قَتَلَتِهِ فَإِنَّکَ إِنَّما نَصَرْتَ عُثَْمانَ حَیْثُ کَانَ النَّصْرُ لَکَ وَ خَذَلْتَهُ حَیْثُ کَانَ النَّصْرُ لَهُ» اینکه جریان عثمان را بهانه کردی آن وقتی که نام عثمان نانِ تو را تأمین می‌کرد عثمان عثمان کردی و می‌کنی آن وقتی که کمک به عثمان به حال او نافع بود در همان شام ماندی چون وقتی که عثمان نامه نوشت برای معاویه که کمک بیاور او نیرو را آماده کرده بعد به فرمانده آن نیرو دستور داد که می‌روی در فلان منزل در بین راه می‌مانی تکان نمی‌خوری تا دستور بیاید[۱۶] اجازه نداد که این نیرو از آن مرز حرکت کند بیاید مدینه جلوی این خلیفه‌کشی را بگیرد فرمود تو این طور بودی آن روزی که کمک به عثمان نافع بود تو مضایقه کردی امروز که نام عثمان برای تو نان‌آور است داری زیاد جدال می‌کنی این پایان نامه سی و هفتم است اما نامه‌ای که به عنوان نامه سی و هشتم نوشته نامه‌ای است که برای مردم بزرگوار مصر نوشته که گویا شرایط, شرایط روز است این نامه را برای مردم مصر نوشته فرمود شما مصریها قیام کردید ظالم و طاغی را از بین بردید و حکومت دینی الآن می‌خواهید تشکیل بدهید متوجه باشید که بیگانه رخنه نکند وحدت دینی‌تان را حفظ کنید گویا این نامه, نامه روز است که مردم محترم مصر انقلاب کردند آن استکبار را آن طاغی را آن فرعون عصر خود را منزوی کردند طرد کردند باید وحدتشان را حفظ کنند مطابق قرآن و عترت حرکت کنند نام مبارک اهل بیت را احیا کنند به همه مردم آزادی بدهند و کسی که دینشان قرآنشان عترتشان را حفظ می‌کند او را روی کار بیاورند که بیگانه راه پیدا نکند هیچ بیگانه‌ای در صفوف رسمی مسلمانها نمی‌تواند رخنه کند خیلی این نامه شیرین است فرمود: «مِنْ عَبْدِاللَّهِ عَلِیٍّ أمِیرِالْمُؤْمِنینَ إِلَی الْقَوْمِ الَّذِینَ غَضِبُوا لِلَّهِ حِینَ عُصِیَ فِی أَرْضِهِ وَ ذُهِبَ بِحَقِّهِ فَضَرَبَ الْجَوْرُ سُرَادِقَهُ عَلَی الْبَرِّ وَالْفَاجِرِ وَ الْمُقِیمِ و الظَّاعِنِ» فرمود آن روزی که ستم همه را فرا گرفته و همه مردم مصر زیر سلطه ستمکار رفتند عدّه‌ای قیام کردند و جلوی آن طغیان را گرفتند دیگر معروفی نماند تا مورد امر باشد منکری نبود تا مورد نهی بشود بعد فرمود: «فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ» که مالک اشتر را فرستاد چون وقتی حضرت مالک اشتر را برای مصر فرستاد، بخش‌نامه رسمی، عهدنامه رسمی به مالک اشتر داد که معروف است که در نهج‌البلاغه به نام عهدنامه مالک است که ان‌شاءالله در فرصتی مطرح می‌شود چند نامه برای مردم مصر نوشت که در یکی از آن نامه‌ها آمده «مَنْ نَامَ لَمْ یُنَمْ عَنْهُ»[۱۷] اگر ملّت انقلابی بخوابد دشمن بیدار حمله می‌کند شما که انقلاب کردید باید مرتّب بیدار باشید در این نامه فرمود من کسی را فرستادم که او هیچ اهل مداهنه نیست اهل اِدهان نیست اهل ایهان نیست اهل سازش نیست و این برای خود من خیلی نافع و خدمتگزار نظام من بود در کوفه و امثال کوفه ولی من دیدم در شرایط کنونی وجودش در مصر نافع‌تر است این را برای شما فرستادم که منظور مالک اشتر بود که البته در بین راه او را شهید کردند «فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِاللَّهِ لاَ یَنَامُ أَیَّامَ الْخَوْفِ وَ لاَ یَنْکُلُ عَنِ الأعداء» روزی که صحنه مبارزه است او به خواب غفلت فرو نمی‌رود روزی که باید جنگ کند مسلّحانه وارد میدان شود هرگز سستی روا نمی‌دارد این «أَشَدَّ عَلَی الْفُجَّارِ مِنْ حَرِیقِ النَّارِ» این از آتش نسبت به دشمنان میهن و دشمنان دین سوزنده‌تر است «وَ هُوَ مَالِکُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ» از قبیله مذحج است «فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا أَمْرَهُ فِیَما طَابَقَ الْحَقَّ» البته مستحضرید خود امام معصوم هر چه بفرماید حق است اما کسی که معصوم نیست باید دستور او را با حق سنجید ولو آن نایب, نایب خاصّ امام باشد وجود مبارک حضرت امیر در این نامه فرمود حرفی که او می‌زند اگر مطابق حق بود شما بپذیرید و اطاعت کنید «فَإِنَّهُ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللَّهِ لاَ کَلِیلُ الظُّبَةِ وَ لاَ نَابِی الضَّرِیبَةِ» این شمشیری از شمشیرهای الهی است هرگز کند نمی‌شود و در راه دین تلاش و کوشش می‌کند «فَإِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُقِیمُوا فَأُقِمُوا» اگر فرمود آرام باشید آرام, اگر فرمود قیام کنید قیام کنید «فَإِنَّهُ لاَ یُقْدِمُ وَلاَ یُحْجِمُ وَ لاَ یُؤَخِّرُ وَ لاَ یُقَدِّمُ إِلاَّ عَنْ أَمْرِی» این مالک اشتر این اخو مذحج این مورد اطمینان من است طبق دستور من دارد حرکت می‌کند بنابراین شما او را تنها نگذارید «وَ قَدْ آثَرْتُکُمْ بِهِ عَلَی نَفْسِی لِنَصِیحَتِهِ لَکُمْ وَ شِدَّةِ شَکِیمَتِهِ عَلَی عَدُوِّکُمْ» این با اینکه جزء معاونان من بود اگر در کوفه می‌ماند برای من نافع بود و اگر در نظام من نزد من حاضر بود برای من خیلی نافع بود ولی من حضورش را در مصر ترجیح دادم که در شرایط انقلاب و در شرایط ضرورت مصر را از هر خطری نجات دهد که این پایان نامه است ما امیدواریم سراسر خاورمیانه‌ای که به بیداری رسیده است مخصوصاً بخش مصر و بحرین و یمن و بخش شیعه‌نشین و پیروان عترت عربستان همه اینها مشمول ادعیه ذاکیه ولیّ عصر باشد ان‌شاءالله.</p>
<p style="text-align: justify;">[۱] . المجازات النبویة (سید رضی), ص۱۹۲; مسند احمد, ج۳, ص۳۲۱٫<br />
[۲] . سورهٴ مائده, آیهٴ ۴۲٫<br />
[۳] . سورهٴ نور, آیهٴ ۳۰٫<br />
[۴] . نهج‌البلاغه, حکمت ۲۱۱٫<br />
[۵] . التوحید (شیخ صدوق), ص۹۷٫<br />
[۶] . اسرار الحکم, ص۳۲۰٫<br />
[۷] . من لا یحضره الفقیه, ج۴, ص۴۰۰٫<br />
[۸] . التوحید (شیخ صدوق), ص۳۵۳٫<br />
[۹] . المجازات النبویّة (سید رضی), ص۱۹۲; مسند احمد, ج۳, ص۳۲۱٫<br />
[۱۰] . غررالحکم و دررالکلم, ص۲۷۷, ح۶۱۰۰٫<br />
[۱۱] . مکارم الأخلاق, ص۴۴۰٫<br />
[۱۲] . نهج‌البلاغه, خطبه‌های ۲۱ و ۱۶۷٫<br />
[۱۳] . در برخی از نسخ به این صورت آمده است.<br />
[۱۴] . سورهٴ صافات, آیهٴ ۲۴٫<br />
[۱۵] . استاد «فی» تلفظ می‌فرمایند; در اختیار مصباح السالکین، صفحه ۵۲۳ به این صورت آمده است.<br />
[۱۶] . تاریخ الیعقوبی, ج۲, ص۱۷۵٫<br />
[۱۷] . نهج‌البلاغه, نامه۶۲٫</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://moheban.info/1391/02/%d8%a7%d9%86%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d9%81%d8%b7%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برنامه هیئت ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها</title>
		<link>http://moheban.info/1391/02/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%a6%d8%aa-%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7/</link>
		<comments>http://moheban.info/1391/02/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%a6%d8%aa-%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 13:31:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هیئت محبان المهدی(عج)</dc:creator>
				<category><![CDATA[برنامه ها و مراسم هیأت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://moheban.info/1391/02/</guid>
		<description><![CDATA[جشن ولادت حضرت صدیقه طاهره،فاطمه زهرا سلام الله علیها زمان : جمعه،مورخ ۹۱/۲/۲۲ ،همزمان با نماز مغرب و عشا مکان : انتهای خیابان طالقانی،مسجد میرزا حسن خان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #993366;">جشن ولادت حضرت صدیقه طاهره،فاطمه زهرا سلام الله علیها</span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ffff00;">زمان : جمعه،مورخ ۹۱/۲/۲۲ ،همزمان با نماز مغرب و عشا</span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #993366;"><span style="color: #ccffcc;">مکان : انتهای خیابان طالقانی،مسجد میرزا حسن خان</span> </span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://moheban.info/1391/02/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%a6%d8%aa-%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مقام قرب فاطمه (علیهاالسلام) در پیشگاه خدا</title>
		<link>http://moheban.info/1391/02/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b1%d8%a8-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87/</link>
		<comments>http://moheban.info/1391/02/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b1%d8%a8-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 11:37:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هیئت محبان المهدی(عج)</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب مذهبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://moheban.info/1391/02/</guid>
		<description><![CDATA[مى‏دانیم بالاترین قرب «فنا» است. «فنا» به معنى فراموش کردن همه چیز، و همه کس، و حتى فراموش کردن خویشتن در برابر خداوند. یعنى انسان به مرحله‏اى برسد که جهان هستى را جز سرایى نبیند، و عالم آفرینش را جز سایه‏اى کمرنگ مشاهده نکند. همه جا خدا را ببیند، و همه جا در جستجوى او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مى‏دانیم بالاترین قرب «فنا» است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://moheban.info/wp-content/uploads/2012/05/default.jpeg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1295" title="default" src="http://moheban.info/wp-content/uploads/2012/05/default.jpeg" alt="" width="186" height="139" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">«فنا» به معنى فراموش کردن همه چیز، و همه کس، و حتى فراموش کردن خویشتن در برابر خداوند.<br />
یعنى انسان به مرحله‏اى برسد که جهان هستى را جز سرایى نبیند، و عالم آفرینش را جز سایه‏اى کمرنگ مشاهده نکند.<br />
همه جا خدا را ببیند، و همه جا در جستجوى او باشد.<span id="more-1294"></span><br />
خویشتن را پروانه وار در آتش شمع وجود او بسوزاند، و هستى خویش را در هستى او محو و نابود ببیند.<br />
یکى از آثار رسیدن به این مقام «تسلیم مطلق» در برابر اراده او است، آنچه او مى‏خواهد، بخواهد، و آنچه او مى‏پسندد، بپسندد.<br />
هم رضاى او رضاى خدا باشد، و هم رضاى خدا رضاى او.<br />
و با در دست داشتن این معیار به سراغ مقام عرفان بانوى اسلام، فاطمه زهرا(س) و قرب او در درگاه خدا مى‏رویم و این حقیقت را از زبان پیامبر بزرگ اسلام‏(ص) مى‏شنویم:<br />
۱۹- در کتابهاى متعدد معروفى از اهل سنت و در روایات متعدد و فراوانى آمده است که پیغمبر به فاطمه زهرا(علیهاالسلام) فرمود:<br />
«ان اللّه یغضب لغضبک و یرضى لرضاک».<br />
خداوند به خاطر تو خشمگین مى‏شود و به خاطر رضاى تو راضى.<br />
۲۱- و نیز در همان کتاب در جاى دیگر مى‏خوانیم:<br />
پیغمبر فرمود:<br />
«فانما هى فاطمه بضعه منى یریبنى ما ارابها و یؤذینى ما آذاها»:<br />
«فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد مرا آزار مى‏دهد و آنچه او را به زحمت افکند مرا به زحمت مى‏افکند»<br />
بدیهى است علاقه پدر و فرزندى هرگز نمى تواند چنین پدیده‏اى را توجیه کند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول اللّه» چیزى را اراده نمى کند جز آنچه خدا اراده کند و هماهنگى و رضاى فاطمه با خشنودى و رضاى خدا و پیامبر دلیلى جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.<br />
این نکته شایان دقت است که معمولا جمله «فاطمه بضعه منى» به معنى فاطمه پاره تن من است تفسیر و ترجمه مى‏کنند، در حالى که در این جمله سخنى از تن در میان نیست، بلکه مفهوم حدیث این است که فاطمه‏(س) پاره‏اى از وجود و هستى پیامبر(ص) است، هم از نظر جسمى و هم روحى، در خود روایات نیز شاهد بر این معنى داریم که به خواست خدا خواهد آمد.<br />
________________________________________<br />
۱. مستدرک الصحیحین ج ۳ ص ۱۵۳- این حدیث را «ابى حجر در «الاصابه» و «ابن اثیر» در «اسد الغابه» آورده‏اند.<br />
۲. صحیح بخارى «کتاب النکاح» باب ذب الرجل عن ابنته &#8211; مضمون این دو حدیث در بسیارى از کتب معروف مانند «خصائص نسائى» «فیض الغدیر»، «کنز العمال»، «مسند احمد»، «صحیح ابى داود» و «حلیه الاولیا» آمده است.<br />
________________________________________<br />
برترین بانوی جهان فاطمه زهرا(س)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://moheban.info/1391/02/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b1%d8%a8-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرهنگ انتظار</title>
		<link>http://moheban.info/1391/02/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1/</link>
		<comments>http://moheban.info/1391/02/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 May 2012 22:15:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هیئت محبان المهدی(عج)</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتظار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://moheban.info/1391/02/</guid>
		<description><![CDATA[براى بیان کردن فرهنگ انتظار باید مؤلفه هاى انتظار بیان گردد; زیرا در پرتو بیان مؤلفه ها و ویژگى هاى فرهنگ انتظار، مى توان به فرهنگ انتظار پى برد از اینرو ضرورت نکات اصولى که فرهنگ انتظار برآن استوار است بیان گردد: ۱٫در تفکر شیعى، انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلم اعتقادى مطرح است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>براى بیان کردن فرهنگ انتظار باید مؤلفه هاى انتظار بیان گردد; زیرا در پرتو بیان مؤلفه ها و ویژگى هاى فرهنگ انتظار، مى توان به فرهنگ انتظار پى برد از اینرو ضرورت نکات اصولى که فرهنگ انتظار برآن استوار است بیان گردد:</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://moheban.info/wp-content/uploads/2012/05/313.jpeg"><img class="size-thumbnail wp-image-1279  aligncenter" title="313" src="http://moheban.info/wp-content/uploads/2012/05/313-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>۱٫در تفکر شیعى، انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلم اعتقادى مطرح است و در بسیارى از روایات بر ضرورت انتظار قائم(عج) تصریح شده است که به عنوان مثال روایات زیرا را بیان مى کنیم:<br />
امام صادق(علیه السلام) به اصحاب خود فرمودند:</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-1278"></span><br />
آیا شما را خبر ندهم به آنچه خداى صاحب و عزت و جلال، هیچ عملى را جز به آن سه از بندگان نمى پذیرد؟ گفتم چرا. فرمود: گواهى دادن به این که هیچ شایسته ى پرستش جز خداوند نیست و این که محمد(صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده و ولایت ما و بى زارى از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزگارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج).[۱]<br />
شیخ صدوق نیز از عبدالعظیم حسنى روایت مى کند که:<br />
«روزى بر آقایم محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن ابى طالب علیهم السلام وارد شدم و مى خواستم که درباره ى قائم(عج) از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدى، است؟ حضرت خود سخن را آغاز کرد و فرمود: اى ابوالقاسم! به درستى که قائم از ماست و اوست مهدى که واجب است در (زمان) غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او، سومین امام از فرزندان من است».[۲]<br />
۲٫ از اصول فرهنگ انتظار اعتقاد قلبى به ظهور حضرت مهدى(عج)، است و منتظر مؤمن باید یقین داشته باشد به این که حضرت قائم(عج) که امام دوازدهم و فرزند بلاواسطه امام حسن(علیه السلام) است از روزى که متولد شده است تا کنون به همین بدن عنصرى زنده و باقى است و روزى ظاهر مى شود و جهان را پر از عدل مى کند. و ظهور آن حضرت روز معینى ندارد که مردم بدانند بلکه احتمال دارد همین امسال اتفاق بیفتد و احتمال هم دارد سالهاى بسیار تأخیر بیفتد.<br />
۳٫ در این فرهنگ همان طور که ایمان به مفهوم واقعى خود عبارت از علم و عمل، عقیده و تلاش و اعتراف و کوشش مى باشد، انتظار نیز مفهومى است با اصالت و سازنده و از عالى ترین مکتب هایى است که مى تواند جامعه ى اسلامى را در راه پیشرفت و تکامل جلو ببرد و به کلیه ى تلاش ها ارزش و اصالت بخشد.<br />
۴٫ در فرهنگ انتظار، منتظران چه فرد باشد و یا جامعه و یا امت در حال عبادت و پرستش به سر مى برند که روحش عمل بلکه برترین عمل است و به بیان امام على(علیه السلام) همانند مجاهد تلاشگرى است که در راه خدا و احیاى سنت هاى اسلامى در پرتو اعتقاد راسخ انتظارش، در خون خود مى غلطد.[۳]<br />
انتظار در اعتقاد تشیع داراى محتوائى اصلاحگر، تحرک آفرین، و تعهدآورى است که عالى ترین و ارجمندترین نوع بندگى حق تعالى و در نتیجه برترین عمل و نیکوترین تلاش و جنبش مى باشد.[۴]<br />
۵٫ در فرهنگ انتظار کسى که در چمنزار تکلیف قدم مى گذارد و از نظر قلبى منتظر مى شود در عمل هم به بایدها و نبایدها شرع مقدس احترام مى گذارد. صفات بد را از خود دور مى کند و خود را به صفات خوب آراسته مى کند و دلیل بر این مطلب فرموده ى امام صادق(علیه السلام) است که مى فرماید:<br />
«هرکس خوش دارد، در شمار اصحاب قائم باشد، باید در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیک اسلامى باشد. چنین کسى اگر پیش از قیام قائم درگذرد، پاداش او همانند کسانى باشد که قائم را درک کنند و به حضور او برسند، پس (در دیندارى و تخلق به اخلاق اسلامى) بکوشید&#8230;».[۵]<br />
از اینرو امام خمینى(ره) مى فرماید:<br />
«ما منتظران مقدم مبارکش هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهى را در این کشور ولى عصر(عج) حاکم کنیم و از تفرقه و نفاق و دغل بازى بپرهیزیم و رضاى خداى متعال را در نظر بگیریم».[۶]<br />
۶٫ در امر انتظار، اصل اعتقادى بسیار مهم «معاد» همواره حضور دارد. این حضور در سه جهت نمودار است:<br />
جهت اول: اینکه مهدى(عج) به هنگام ظهور، ستمگران را کیفر مى دهد، و ظالمان را به سزاى اعمال خود مى رساند، و مؤمنان را عزیز مى دارد، و رحمت الاهى را به سزاواران مى چشاند و این خود نمونه اى است از چگونگى معاد و رستاخیز.<br />
جهت دوم: اینکه به هنگام ظهور حضرت مهدى(عج) گروهى از پاکان و پلیدان به جهان باز مى گردند و به تعبیر قرآن کریم (و یوم نحشر من کل أمه فوجا) و این خود قیامت صغرایى است و نشانه اى است براى قیامت کبرى.<br />
جهت سوم: اینکه ظهور مهدى(عج) از «اشراطِ ساعت» است، یعنى علائم قیامت. یکى از علائم و نشانه هاى حتمى قیام قیامت و فرا رسیدن رستاخیز، ظهور مهدى است. مهدى(عج) پیش از قیامت مى آید، و تا او نیاید و حکومت عدل را در جهان برپاى ندارد، عمر جهان به سر نمى رسد، و قیامت برپا نمى گردد.[۷]<br />
۷٫ کسب آمادگى نظامى براى ظهور حضرت<br />
یکى از فرهنگ هاى انتظار که به تصریح روایات، در دوران غیبت بر عهده ى شیعیان و منتظران فرج قائم(عج) است کسب آمادگى هاى نظامى و مهیا کردن تسلیحات مناسب هر عصر براى یارى و نصرت امام غائب است. چنانکه در روایتى که نعمانى از امام صادق(عج) نقل کرده، آمده است:<br />
«باید هر یک ازشما براى خروج قائم(عج) اسلحه تهیه کند، اگرچه یک نیزه، چون وقتى خداوند ببیند کسى به نیّت یارى مهدى اسلحه تهیه کرده است، امید است عمر او را دراز کند تا ظهور را درک نماید و از یاوران مهدى باشد».[۸]<br />
[۱] &#8211; النعمانى، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۲۰۰، ح ۱۶٫<br />
[۲] &#8211; صدوق، ابوجعفر محمد بن على بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۳۷۷، ح ۱<br />
[۳] &#8211; عن امیر المؤمنین(علیه السلام): «المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فى سبیل الله» ، منتخب الاثر، ص ۴۹۶، لطف الله صافى گلپایگانى.<br />
[۴] &#8211; قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): «افضل اعمال امتى انتظار فرج من الله عزوجل».<br />
[۵] &#8211; بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۴۰٫<br />
[۶] &#8211; صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۲۲٫<br />
[۷] &#8211; محمد رضا حکیمى، خورشید مغرب، ص ۳۶۹٫<br />
[۸] &#8211; النعمانى، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۳۲۰، ح ۱۰، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۶٫<br />
سید محمد صادق محمدى &#8211; مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://moheban.info/1391/02/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
<div style="display:none"><a href="http://www.aydoganweb.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.gochanevdenevenakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.gochannakliyat.com" title="Nakliyat">Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.kervancioglunakliyat.com.tr" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.tepenakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.ulusoynakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.goktepenakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.evdeneve-nakliyat.com.tr" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.idrisogluevdenevenakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.kervanturtasimacilik.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.kervanturevdeneve.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.topcularevdenevenakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.intasnakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.izmirevdenevenakliyat.co.cc" title="zmir Evden Eve Nakliyat">zmir Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.izmirevdeneve.co.cc" title="zmir Evden Eve">zmir Evden Eve</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.evdenevetr.gen.tr" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.baburbilgisayar.co.cc" title="Bilgisayar Teknik Servis">Bilgisayar Teknik Servis</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.aslanogluevdenevenakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.evttemizligi.com" title="Temizlik Firmalari">Temizlik Firmalari</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.mehmetogluevdenevenakliyat.com" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.keyistanbulemlak.com" title="Pendik Emlak">Pendik Emlak</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.hizmetservisi34.in" title="Tesisat,Bilgisayar Teknik Servis,Kombi Servisi">Tesisat,Bilgisayar Teknik Servis,Kombi Servisi</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.istanbulevtasima.biz" title="Evden Eve Nakliyat">Evden Eve Nakliyat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.aydoganbilgisayar.com" title="Bilgisayar Teknik Servis">Bilgisayar Teknik Servis</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.bilgisayarservisiniz.gen.tr" title="Bilgisayar Teknik Servis">Bilgisayar Teknik Servis</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.emintesisat.com" title="Kartal Tesisat">Kartal Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.emintesisat.com" title="Pendik Tesisat">Pendik Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.emintesisat.com" title="Gebze Tesisat">Gebze Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.emintesisat.com" title="Gebze Tesisat">Tuzla Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.emintesisat.net" title="Kartal Tesisat">Kartal Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.emintesisat.net" title="Pendik Tesisat">Pendik Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.emintesisat.net" title="Gebze Tesisat">Gebze Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.emintesisat.net" title="Gebze Tesisat">Tuzla Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.istanbulaciltesisat.com" title="Kartal Tesisat">Kartal Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.istanbulaciltesisat.com" title="Pendik Tesisat">Pendik Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.istanbulaciltesisat.com" title="Gebze Tesisat">Gebze Tesisat</a>
<div style="display:none"><a href="http://www.istanbulaciltesisat.com" title="Gebze Tesisat">Tuzla Tesisat</a>
</html>
