نویسنده ای از دیار حبیب
شهید حبیب غنی پور فقط ۲۲سال عمر کرد اما دراین مدت کوتاه زندگی پر خیزوبرکتش یادگارهای بسیاری را بر جای گذاشت .حبیب در سال ۱۳۴۳در خانواده ای کم در امد وجنوب شهری متولد شد از همان نوجوانی عشق به مطالعه و ادبیات در او جوانه زدبه طوری که یکی از فعالترین اعضای کتابخانه وجلسات ادبی مسجدجوادالائمه(ع)شد.در همان اوایل انقلاب فعالان ادبی ان مسجد یک کتاب به نام ((سوره,بچه های محله
))چاپ کردند که شهید غنی پور هم در ان یک داستان به نام(انشا )داشت.
حبیب هنوز بیست ساله نشده بود که در کنار نویسندگی در مجله های رشدنوجوان وکیهان بچه ها,به عنوان دبیر دروس ادبیات دینی در مدرسه راهنمایی شهید چمران تدریس می کرد با حمله دشمن بعثی به کشور واغاز جنگ تحمیلی حمید غنی پور هم به فرمان امام (ره)لبیک گفت وبه جبهه رفت در سال ۱۳۶۴ودر رشته زبان وادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی قبول شد.از شهید غنی پور در همان سالها دوکتاب به نام های ((گل خاکی))و((عمو سبدی))چاپ شد .
شهید غنی پور دروصیت نامه اش نوشته است :به دوستان توصیه می کنم که این سنگر روح کودکان ونوجوانان ,کتابخانه را رها نکنند چون که این فرزندان,سربازان اینده حضرت ولیعصر (عج)می باشند .با سختی ها بسازید زیرا که پشت هر فرازی ,نشیبی ودر هرمصیبتی,سعادتی نهفته است.در بخشی دیگر امده است:برای رسیدن به اسمان معرفت الهی از نردبان عشق که هر گاموپله اش عمل به واجبات واعمال صالحه میباشد ,استفاده کنید.
از دیگر وصایای شهید غنی یور است که:پدرومادر عزیزم اگر جسدی از من به جاماند دوست دارم سر پناهی بر قبرم نباشد .
با عرض سلام به دوستان عزیز:
برادران و خواهران عزیزی که انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق نظرات به اطلاع ما می رسانند؛ جواب انتقاد یا پیشنهاد یا سوال هایشان در همان جایی که نظر داده اند، پاسخ داده می شود.
التماس دعا یا علی مدد.
آخـــــــــــــــرین مطالب
روز قدس، روز آزمایش بزرگ ملت های مسلمان
مقام معظم رهبری حفظه الله:
مسئله فلسطین امروز مسئله اول جهان اسلام است.
مسلمانانجهان باید روز قدس را روز همه مسلمین،ادامه...
برنامه هیئت درشبهای قدر
برنامه هیئت در شبهای پر فضیلت قدر
برنامه راس ساعت۳۰/۱۰ با تلاوتی از آیات کلام الله مجید شروع شده سپس دعای افتتاح ودعای جوشن کبیر توسط دوستانادامه...
هدیه ای به فرزندان شهداء
اتل متل یه جعبه
پر از مداد رنگى
اتل متل یه بچه
چه بچه زرنگى
با یک مداد هاش ـ ب
توى اتاق نشسته
فکر مى کنه بهادامه...
سالگرد نعمت الله
باشدقرارووعده ما جنت الحسین دنیابرای سینه زدن جایمان کم است
به اطلاع همه خادمین و دوستداران هیئت محبان المهدی(عج) میرسانم مراسم سالگردادامه...
قالب جدید
باعرض سلام خدمت همه خادمین هیئت،دوستان و عاشقان حضرت صاحب الزمان (عج).
میخواستم از طریق این پست هم تشکری از دوست خوبمون (خادم هیئت)محمد رفیعی بهادامه...
هر که دارد هوس امام رضا(ع) بسم الله
لیله المحیا شب عاشقان نجف شب بیست و هفتم رجب شبی که هرکه مریضش رابه نجف برساند
شفایش بدست امیرالمومنین (ع)ادامه...
شهادت حضرت زینب(س)
15رجب سالروزشهادت ام المصائب حضرت زینب(س)بر همه عاشقان حسینی تسلیت باد.
و شب شهادت بی بی حضرت زینب س به مناجات با آن نمازشب خوان شب یازدهم خیمهادامه...
شهداء
پلاک و استخوان
خیلی شوخطبع بود تا جایی که من دیگه نمیتونستم فرق شوخی و جدیش را تشخیص بدم. در حین جدیت هم قیافش شوخطبعش را نشونادامه...
دربـــــــــــــاره ی هیـئـت
برنامه هفتگی هیئت محبان المهدی(عج) گلپایگان هر هفته پنجشنبه ها ساعت 6 صبح زیارت عاشورا (آدرس:گلپایگان،انتهاي خيابان آيت الله طالقاني، مسجد ميرزا حسن خان)
امام خامنه ای:
امام حسین(ع( باید تا ابد به عنوان پرچم حق باقی بماند؛ پرچم حق نمی تواند در صف باطل قرار گیرد و رنگ باطل را بپذیرد.
این بود که امام حسین(ع) فرمود: «هیهات منّا الذّلّه».
حرکت امام حسین(ع)، حرکت عزت بود؛ یعنی عزت حق، عزت دین، عزت امامت و عزت آن راهی که پیغمبر(ص) ارائه کرده بود. امام حسین مظهر
عزت بود و چون ایستاد، پس مایه فخر و مباهات هم بود. این عزت و افتخار حسینی است
بایگانی حدیــــــــــــــــث
تصـــــــــــــویر تصـادفـی
پایگاه های دیگـــــــــــــر
صـــــــــــــــــــــــــــــوت
عطـــــــــری از شهـــادت
بغض کرده بود از بس گفته بودند: «بچه است؛ زخمی بشود آه و ناله می کند و عملیات را لو می دهد» شاید هم حق داشتند نه اروند با کسی شوخی داشت نه عراقی ها. اگر عملیات لو می رفت،غواص ها - که فقط یک چاقو داشتند- قتل عام می شدند.
فرمانده بغضش را دید و اشتیاقش را، موافقت کرد. بغض کرده بود توی گل و لای کنار اروند، در ساحل فاو دراز کشیده بود. جفت پاهایش زودتر از خودش رفته بودند.یا کوسه برده بود یا خمپاره. دهانش را هم پر از گل کرده بود که عملیات را لو ندهد.
نویسنده ای از دیار حبیب
شهید حبیب غنی پور فقط ۲۲سال عمر کرد اما دراین مدت کوتاه زندگی پر خیزوبرکتش یادگارهای بسیاری را بر جای گذاشت .حبیب در سال ۱۳۴۳در خانواده ای کم در امد وجنوب شهری متولد شد از همان نوجوانی عشق به مطالعه و ادبیات در او جوانه زدبه طوری که یکی از فعالترین اعضای کتابخانه وجلسات ادبی مسجدجوادالائمه(ع)شد.در همان اوایل انقلاب فعالان ادبی ان مسجد یک کتاب به نام ((سوره,بچه های محله
))چاپ کردند که شهید غنی پور هم در ان یک داستان به نام(انشا )داشت.
حبیب هنوز بیست ساله نشده بود که در کنار نویسندگی در مجله های رشدنوجوان وکیهان بچه ها,به عنوان دبیر دروس ادبیات دینی در مدرسه راهنمایی شهید چمران تدریس می کرد با حمله دشمن بعثی به کشور واغاز جنگ تحمیلی حمید غنی پور هم به فرمان امام (ره)لبیک گفت وبه جبهه رفت در سال ۱۳۶۴ودر رشته زبان وادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی قبول شد.از شهید غنی پور در همان سالها دوکتاب به نام های ((گل خاکی))و((عمو سبدی))چاپ شد .
شهید غنی پور دروصیت نامه اش نوشته است :به دوستان توصیه می کنم که این سنگر روح کودکان ونوجوانان ,کتابخانه را رها نکنند چون که این فرزندان,سربازان اینده حضرت ولیعصر (عج)می باشند .با سختی ها بسازید زیرا که پشت هر فرازی ,نشیبی ودر هرمصیبتی,سعادتی نهفته است.در بخشی دیگر امده است:برای رسیدن به اسمان معرفت الهی از نردبان عشق که هر گاموپله اش عمل به واجبات واعمال صالحه میباشد ,استفاده کنید.
از دیگر وصایای شهید غنی یور است که:پدرومادر عزیزم اگر جسدی از من به جاماند دوست دارم سر پناهی بر قبرم نباشد .
پاسخ به این نظر
|| sahab220@yahoo.com
برادران و خواهران عزیزی که انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق نظرات به اطلاع ما می رسانند؛ جواب انتقاد یا پیشنهاد یا سوال هایشان در همان جایی که نظر داده اند، پاسخ داده می شود.
التماس دعا یا علی مدد.