موضوع: مطالب عمومی بهمن ۰۶م,۱۳۹۰
( ماه ربیع ، بهار ماههاست )
نظر به آثاری که از رحمت خدای – جَلَّت آلاُئهُ – در این ماه به ظهور رسیده و از ذخائر برکات حق تعالی و انوار جمال خداوند منان بر زمین فرود آمده است ، این ماه مانند نامش بهار ماههای دوازده گانه است ؛ چه ولادت رسول خدا (ص) در این ماه اتفاق افتاده و جای آن دارد که دعوا کنیم از زمانی که زمین آفریده شده چنین رحمتی بر زمین نازل نگشته و حقَّا که عظمت این رحمت بر سایر رحماتی که بر زمین رسیده برابر با عظمت شرافت رسول خدا (ص) بر سایر آفریدگان می باشد و همچنان که خود آن بزرگوار داناترین و با شرافت ترین خلق خدا و آقای آنها و نزدیک ترین آنها به خدا و مطیع ترین آنها نسبت به حق و محبوبترین از همه خلق در نزد حق می باشد همچنان این روز را بر سایر ایام سال شرف است و گوئی که آن روز ، روزی است که بنای تمام ترین هدایتها و عظیم ترین کرامتها و شامل ترین رحمتها و شریف ترین برکتها و فروزان ترین نورها و نهفته ترین رازها و رمزها در این روز نهاده شده است.
پس مسلمانی که به شرف رسول خدا (ص) تصدیق دارد
و در معامله مولای خویش مراقبت دارد بایستی که شرف این روز در پیش او به قدری عظیم باشد که وصف واصفی به آن نرسد و فضل این روز در نزد او به حدی کثیر باشد که کسی را توان اندازه گرفتن آن نباشد و فرض چنین فضیلتی برای سایر اوقات ننماید ؛ زیرا اصل سایر فضایل و شرافات در چنین روز برای این امت حاصل آمده است و تمام برکات نبوت و امامت و کتاب و شریعت به وجو رسول الله (ص) ظاهر و در این روز مبارک هویدا و باهر گردیده است .
پس چون این امر به صریح حکم عقل ثابت و از طریق نقل نیز واضح کشت ؛ پس بر هر مسلم مراقبی لازم است که با تمام کوشش خود در شکر این نعمت عظیم مجاهدت کند و برای بسط این رحمت واسعه سعی و جهد نماید و آن را بزرگترین « عید » خود بشناسد و در آن روز به وسایل کافیه و قربات وافیه به خدای جَل َّ جلالُهُ تقرب بجوید و به توسلات شافیه به آستان رسول خدا (ص) توسل نماید.
و از جمله مراقبت به عمل این روز عظیم ، آن است که به مساعی جلیله و به قربات فاخره جمیله تمام ماه را تعظیم کند و به آنچه مناسب معرفت او به مقدار منت خدای جل جلاله ( از جهت این نعمت حاضره فاخره ) بر او است با پروردگار خویش مناجات نماید.
و بدان که تو هرچند به اندازه عبادت جهانیان خدای را پرستش کنی و به مقدار خلوص پیغمبران به درگاه باری تعالی اخلاص نشان دهی هنوز ادای حق شکر این نعمت را ننموده ای و این نه از آن جهت است که این اعمال خود نیز از نعمات او و شکر جداگانه ای را ایجاب می کند بلکه از جهت عظمت این نعمت است که کردار و اعمال تمام بندگان قاصر از شکرانه آن است ؛ پس به حکم عقل ( پس از علم به اینکه از اجرای آن قصور داری و در کردار خود ناتوانی ) بر توست که به قدر مقدور و به حد میسور از جد و جهد کوتاهی نکنی و به حکم فضل تو را کافی است که سپاسگزاری و شکرانه ات کمتر از حد طاقت و توان تو نباشد ( در صورتی که این شکر خالصاً لِوَجهِهِ الکریم باشد ) ؛ چه خدای منان کمی را که از روی خلوص باشد می پذیرد و آن را پاداش بسیار می دهد.
لکن امر مهم آن است که تو از آنچه از حق این هنگام جلیل بر دل و قلب تو واجب است غفلت ننمائی و شرم قصور و آزرم تقصیر از حال تو نمایان باشد و عملی به جای آری که تو را از حد غفلت و تباهکاری بیرون کند و در اظهار صدق و اخلاصی که مخلوط به حجب و حیا باشد مبالغه نمایی و قدر این روز به قدر عظمت واقعی آن در پیش نفس تو با عظمت باشد هرچنذ که در ادای حق شکر حقیقی آن خود را قاصر یا مقصر دانی.
و بِالجمله ، آنچه بر ینده پرستنده بذل نهایت طاقت در آن واجب است آنکه پرستش ( با معرفت و ذکر و شکر و سایر عبادات او ) پرستش قلب باشد ولی در عبادت بدنی آنچه در شرع مرغوب و مطلوب است آنکه در آن میانه روی داشته و کوشش خارج از حدود طاقت و توان را به کار نبرد.
اما تنطیف قلب و پاک ساختن دل به معرفت و به آنچه از صفات کریمه لازمه آن است همانا مرغوب و مطلوب در آن ممارست و بر دوام بودن در آن حالات است تا حدی که وسع و طاقت باشد تا حال او به جایی رسد که امام صادق (ع) در حق عارف فرمود : « لو سهی قلبه عن الله طرفه عین لمات شوقاً الیه »
و چون پرده های اوهام از برابر قلب او منکشف و حجابهای ظلمانی از برابر دیده بصیرت او مرتفع گردد و نور تابان پرجنبشی بر او بتابد غفلت و سهوی در او ممکن نشود و احوال قلب وی به تجلیات مخصوص صفات جمالیه و جلالیه منقلب گردد و خداوند جَلّ جَلالُهُ ریاضت قلب او را به « بیم و امید » از این راه خود متصدی و مباشر شود تا او را در نشیمن صدق در جوار خود قرار دهد و در فردوس اعلی و جنت نور با پیغمبران و شهدا و صدیقین ساکن گرداند ( و حَسُنَ اُولئِکَ رَفیقاً) .
( شهادت امام حسن عسگری )
و در هشتم ربیع الاول ؛ روایت شده است که در این روز وفات امام ابی محمد الحسن الزکی العسگری (ع) واقع گردیده و برای مراقب می سزد که در این روز محزون و اندوهناک باشد بویژه از لحاظ اینکه صاحب مصیبت در آن روز ، حجت عصر و امام زمان او – ارواح العالمین فداه و علیه و علی آبائه صلوات الله – می باشد و به آنچه او را در نظر آید آنحضرت را زیارت کند و امام (ع) را به آنچه مناسبت داند تعزیت و تسلیت گوید ؛ سپس به شکرانه خلافت امام (ع) خدای را شکر گوید و از غیبت و دوری او اظهار ناثر نماید و زمان ظهور و فوائدی که از آن عاید می گردد و انوار و خیرات و برکاتی که به مردم رسد به یادآورد.
( روز شادی شیعیان )
روز نهم ربیع الاول ؛ در این روز تنها یک روایتی وارد شده که در آن هلاک « دشمن خدا » وقوع یافته و در فضل آن و فضیلت خوشحالی در آن گفتگو کرده که این روز ، روز سرور شیعیان آل محمد – صلوات الله علیهم اجمعین – می باشد. و بین شیعیان این امر مشهور گشته و هرچند سایر روایت موافق و مساعد با آن نیست لکن ممکن است که تقیه اقتضای تغییر وقت را نموده باشد. معذلک دور نیست که به وجهی از وجوه جهت انطباقی برای آن باشد و به هر حال ، برای دوستان آل پیامبر (ص) ( ولو تَعَبُّداً به این روایت ) می سزد که برای هلاک او اظهار خوشوقتی کنند ولی به التفات به اینکه سرور به هلاکت دشمنان فقط برای اولیاء و احباء شایسته است و اگر کردار او مصدق و لایت و محبت نباشد سزاوار است که با این اظهار سرور باز شرمندگی او نیز که حاکی از تقصیر از مراسم ولایت و محبت باشد همراه باشد و کمینه در اظهار سرور برای هلاک دشمن خدا و دشمن دوستان خدا آنکه خود را به وسیله ارتکاب محرمات الهی در سلک دشمنان قرارند ؛ زیرا مخالف ضد محبت است و با اظهار سرور به هلاک دشمن دوست متناقض خواهد بود.
( روز ازدواج پیامبر (ص) با خدیجه (س) )
روز دهم ربیع الاول ؛ تزویج رسول خدا (ص) با خدیجه (س) در این روز صورت گرفته لذا بزرگ داشتن این امر خطیر ( بناء به تاثیری که در این تزویج میمون و مبارک حاصل گردیده و خیرات و برکاتی که برای همگان بخشوده و از جهات انوار باهرات طاهراتی منتشر گشته ) بر شیعیان فرض و بایسته است.
روز هفدهم ربیع الاول ؛ هرچند در ابتدا ؛ به پاره ای از شرافتهای این فرخنده روز اشاره نمودیم لکن باز اشاره اجمالی ( نسبت به پاره ای از آنچه گفتیم ) با کی نخواهد داشت.
لذا گوئیم : فطانت و درایت هیچ فردی از رعایا بلکه بسیاری از انبیاء و اولیاء – صلوات الله و سلامه علیه و آله وعلیهم اجمعین – نمی رسد که به کنه فضایل رسول خدا (ص) در رسد و اخبار مستفیضه و وارده به این گویاست که هر پیمبری را جز پیمبران مرسل توان حمل پاره ای از مقامات آل معظم او نیست چه رسد که به فضلی از فضایل نفس شریف آنحضرت پی برند ؛ چه آن بزرگوار اشرف تمام آفریدگان و نزدیکترین نفوس به خدا و او علت غائی ایجاد انبیاء و مرسلین و ملائکه مقربین و تمام جهانیان می باشد و او – صلوات الله علیه آله – آقای تمام خلائق و داناترین آنها و او عقل اول و نور اول و خلق اول و اسم اعظم و حجاب اقرب و آخرین حد عالم امکان ، از واسطه فیض خدا جل جلاله بر تمام ممکنات است و چون وجود او علت غائی ایجاد عالم و واسطه فیض اقدس فرض گردد چگونه ممکن است تعقل نمود که فردی از جهانیان به معرفت صفات و فضایل او کَماهُوَ اکتناه کند و پی برد و تمامی هدایت به او منتسب و او آموزگار بلکه مبعوث بر ارواح تمامی پیمبران و او در کتاب خدا صاحب خلق عظیم است و آل او و جانشینان دوازده گانه او پس از او (ع) اشرف تمام خلایق و آفریدگانند که اول آنها و امیرالمومنین (ع) آن کسی است که با تمام پیامبران باطناً بوده و آنان را یاوری می نموده و با آنحضرت به ظاهر بوده و او را کمک می نموده و آخر آنها مهدی (عج ) آن کسی است که به او خداوند به اهل حق از اولین و آخرین وعده نصرت داده و به او توحید را در زمین تکمیل و دین خود را تمام خواهد نمود تا بر روی زمین دینی « جز دین خدا » باقی نمانده و اوست گشاینده و اوست پایان دهنده و اوست آن کسی که خداوند به نبوت او ، تمام پیمبران را مژده داده و تمامی کتب آسمانی به وجود او بشارت داده و کتاب او ، غالب و مسلط بر تمام کتب و وصی او ، سید اوصیاء ، و امت او ، افضل امم و شریعت او ، اَکمَل شرایع و سیره او ، افضل سِیَر و اوست صاحب حوض ولوای حمد و اوست صاحب وسیله و شفاعت کبری و اوست که درباره اش نازل گردیده ( وَلَسَوفَ یُعطیکَ رَبُّکَ فَتَرضی) اوست که برای او از انبیاء پیمان گرفتند در اینکه خودش بر آنها افضل و خلفائش بر سایرین اکمل اند . اوست که نجات اهل بلا از سایر امم به توسل به ذیل عنایت او و پیوستن به ذُوره شفاعت ذُریّه اوست – صلوات الله علیهم اجمعین – و اوست رَحمَتهً لِلعالمین و حبیب اله العالمین ، هیچ فضیلتی به پایه فضیلت او نرسد و اوست اُمُّ الفَضائل .
نامهای پیامبر (ص) در میان ملتها و ادیان مختلف
نامهای مبارکش در نزد خدا و کتب انبیاء و زبان اولیاء او عبارتند از :
محمد، احمد ، ماحی ، عاقب ، حاضر ، رسول الرحمه ، رسول التوبه ، رسول الاُمَم ، المقتفی ، القثم ، الشاهد علی الانبیاء و الامم ، البشیر ، النذیر ، السراج المنیر ، الضحوک ، القتال ، المتوکل ، الفاتح ، الامین ، الخاتم ، المصطفی ، الرسول ، النبی ، الامی ، الحاد ، المزّمّل ، المدّثّر ، الکریم ، النور ، العبد ، الروف ، الرحیم ، طه ، یس ، منذِر ، مَذَکِّر .
وکَعبُ الخبار گوید : نام او در نزد اهل بهشت « عبدالکریم » و نزد اهل آتش « عبدالجبار » و نزد اهل عرش « عبدالمجید » و نزد سایر ملائکه « عبدالحمید » و نزد پیامبران « عبدالوهاب » و نزد شیاطین « عبدالخالق » و در صحراها « عبدالقادر » و در دریاها « عبدالمهیمن » و نزد ماهیان عبدالقدوس » و در نزد حیوانات « عبدالغیاث » و نزد وحوش « عبدالرزاق » و نزد درندگان « عبدالسلام » و در نزد بهائم « عبدالمومن » و در نزد پرندگان « عبدالغفار » و در تورات « مود مود » و در انجیل « طاب طاب » و در صحف « عاقب » و در زبور « فاروق » و در نزد خدا « طه و یس » و در نزد مومنین « محمد » و کنیه او ابوالقاسم است.
و جبرئیل او را به نام ابی ابراهیم سلام داده است و او خود فرماید : اَنَا الاَوَّلُ و اَنَا الاخِرُ و در پاره ای از روایات معتبره آمده است که از هر سوگندی که خدای جَلَّ جلالُهُ در کتاب خویش یاد فرموده « مراد » اوست.
و بی ضرر است که ما به ذکر یک روایتی که در فضل او و فضل برادر و جانشین او امیرالمومنین از طرق عامه رسیده و مشتمل بر فضیلت علی (ع) و شاهد بر صدق گفتار ما ( در مرام ما ) است بپردازیم.
احمدبن حنبل در « مُسنَد » خویش و ابن ابی لیلی در کتاب « فردوس » و در « منهج التحقیق » از ابن خالویه روایت کرده و به جابرین عبدالله انصاری منتهی ساخته گوید :
شنیدم از رسول خدا (ص) می فرمود : خدای مرا و علی و فاطمه و حسن و حسین را از یک نور بیافرید و این نور را بفشرد و از آن شیعیان ما بیرون شدند ، پس ما تسبیح کردند و ما تقدیس نمودیم تا آنها تقدیس نمودند و ما تهلیل کردیم تا آنها تهلیل کردند و ما تمجید نمودیم تا آنها تمجید نمودند و ما توحید کردیم تا آنها توحید کردند ؛ سپس خداوند ، آسمانها و زمین را بیافرید و فرشتگان را بیافرید و تا یکصدسال آنها عارف به تسبیح و تقدیس نبودند ، پس ما تسبیح کردیم و شیعه ما تسبیح کردند ؛ سپس ملائکه تسبیح کردند بدین نهج در باقی این وظائف.
پس آدمی به این روایت بنگرد و از ناحیه مخالف ، نقل آن را بشنود و ببینید که منصوص است به اینکه آن حضرات – صلی الله علیهم اجمعین – تسبیح و تهلیل و تکبیر را به شیعه خود آموختند و شیعه آنها به ملائکه تعلیم نمودند و شیعه آنها افضل از ملائکه گشتند . این بود از جهت منقول .
و اما از جهت حس و شهود در آنچه که از آن بزرگوار (ص) در مدت سالهای کمی با پراکندگی بال و اشتغال به جهاد در عالم منتشر گشته از علومی که عُشری از اَعشار آن از سایر پیمبران ( به تمامه ) در سیاست عوالم ارواح و قلوب و اجسام و سایر فنون علم و حکمت پدیدار نگشته و همچنین از نشر اسماء و صفات و آلاء حق تعالی و فضایل انبیاء در مدت هفت هزار سال مانند آن تا زمان آن بزرگوار انتشار نیافته است ، تامل نماید.
و به جانم سوگند که امثال این خوارق عادات در اثبات نبوتها از هر معجزه ای متین تر و از شَقُّ القَمَر محکمتر است ؛ زیرا شَقُّ القَمَر ممکن است با سِحر مشتبه گردد و فرق بین آن و بین سحر را جز « کم کمترین » کسی پی نمی برد ولی امثال آنچه به بیان آوردیم به چیزی از سحر و کهانت و شعبده و غیر آن مشتبه نخواهد گشت و چون این اجمالها تقریر یافت و مسلمان را است که از این اجمال به بعض از تفصیلات آن تفطّن یابد و از آن پاره ای از شرف پیمبر خویش (ص) را بشناسد و در برابر فضیلت این روز سر تعظیم فرود آورده و به آنچه سزاوار و مانند آن است آن را استقبال کند و قدر منّت خدای جَلَّ جَلالُهُ را ( به سبب این میلاد میمون و مبارک ) بر خویش بشناسد و دل و عقلش به آنچه لایق آن است متاثر گردد و آثار آن را ( با اعمال خود از حرکات و سکنات خویش ) ظاهر سازد و کاری کند که عمل او تکذیب قلب او را ننماید چرا که عمل فقط ناشی از صفات قلب است و خلافی و خلفی ندارد.
مهمترین اعمال روز ۱۷ ربیع الاول
و از اعمال مهم در این روز :
اولاً – توسل به جمایت کنندگان این روز یعنی معصومین (ع) و سپردن عقل و قلب خود بلکه تسلیم تمامی وجود خود را ( به وسیله آنها ) به خدای تعالی باشد با توقع به اینکه آنان حال او را ( در تمامی انقلابات و تطوّرات او ) با خدای – جل جلاله – اصلاح نمایند و در جلب انوار و برکات این روز در تمام آنات و در تمام حرکات و سکنات و تطورات کمک نمایند و اگر وی در این توسل و تسلیم صادق باشد خدا هم در امانت خیانت نخواهد نمود و همچنین زیارت آنحضرت (ص) را که سیّد اجل (ره) العزیز در « اقبال » به تفضیل روایت نموده بخواند و همچنین زیارت برادر و جانشین او (ع) را که نیز در « اقبال » روایت نموده است.
ثانیاً – از مهمات ، روزه این روز است که به شکرانه آن بگیرد و دو رکعت نماز که در هر رکعتی یک مرتبه حمد و ده مرتبه « سوره قدر » و ده مرتبه « سوره اخلاص » است بگزار و پس از نماز در محل نماز بنشیند و دعائی که روایت شده است بخواند ؛
ثالثاً – از کارهای مهم آنکه در این روز « مراسم معروفه شرعیه اعیاد بزرگ » را به جای آورد تا آنکه عوام و زنان و کودکان بدانند که « عید » است لیکن آنها را به عمل خود در اعیاد به آنچه موافق حقیقت « عید » است عادت دهد یعنی به آنچه در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقررات شرع باشد همچنان که عادت و سنت پاره ای از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره ای از افعال حرام می پردازند ، چه عید عبارت از وقتی است که ملک الملوک – جَلَّ شَانهُ – برای بار عام قرار داده و موسمی است که « نیکوکار و بدکار » را برای حضور در برابر خویش به عرض خاکساری و مسکنت و اظهار مراسم عبودیت خوانده تا در آن ، جایزه و بخشش کند و لباس امان و خلعت بر آنها بپوشاند و ملک و سلطنت حواله فرماید ؛ پس بر آن کس که این این مراتب بداند شایسته است که تدارک حضور در این محضر جلیل شریف نماید و به آنچه ممکن و مقدورش باشد برای تهیه این مجلس سعید منیف ، خود را مهیا سازد و به آنچه مرسوم زینت در برابر اهل این محضر نظیف باشد خود را زینت و آرایش دهد ؛ زیرا برای هر مجلسی لباس مخصوصی و زینتی مناسب آن در خوراست و لباس شایسته اهل چنین مجلس ، لباس تقوا و تاج آنها ، تاج کرامت و وقار می باشد ؛ یعنی لباس اهل این مجلس تخلّق به اخلاق حسنه و تاج معارف ربانیه و تطهیر آنها ، پاکیزه ساختن دل از اشتغال به غیر خدا و بوی خوش ایشان ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرین او است ؛ و زنهار ! زنهار که در مجلس پاکان حاضر شوی و حال آنکه دلت چرکین و آلوده به ذکر دنیا و بدنت عاری از تقوی و سرت برهنه از عمامه مراقبت و بوی گند قازورات محبت دنیا از تو متصاعد و اخلاقت آمیخته به قبایح کردارهای زشت و سرت خالی از عقل و معرفت و قلبت خالی از ایمان و دیانت و چشمت پر و خسته از نظر به حرام و زبانت گنگ از تکلم در رضای خالق انام و گوش کر از شنیدن ذکر باری و دستت بسته به بخل از کوشش در جود و سخا و داد و دهش در راه حق تعالی و فلج شده از توانایی بر جهاد در یاری دین خدا و شکمت پر از مال غیر و حرام و فَرجَت معمول در محارم الله و پایت عاجز از سعی در قضاء حوائج اولیاء الله و زمین گیر از حرکت به سوی خانه های خدا باشد.
پس اگر در مجالس این پادشاه آزاد و پاک با چنین حال اسفناک حضور یابی از چرکی لباس پست و پرآلایش و گرفتاری این عیوب و بدحالی و عدم آسایش ، خود را رسوا کنی و خویشتن را مفتضح سازی.
پس بهتر آنکه ای مسکین در نفس گرامی و شریف خود تدبر کنی و بدانی که چگونه آن را به دست غفلت تباه ساخته ای و با اهانت به شعائر و حرمات خویشتن را دچار توهین و مذلت قرار داده ای و در میدان تحصیل کمال به سبب کسالت و اهمال از مسابقه با اَقران و اَمثال به عقب افتاده و به آن خرسندی.
از حسن (ع) روایت است که چون در روز عیذ فطر به مردم نظر نموده و آنها را به حالت خنده و بازی بدید به اصحاب خود فرمود :
خداوند عَزّ وَ جَلَّ « ماه رمضان » را برای بندگان خود به منزله میدان مسابقه ای بیافرید که در آن به سبب طاعت و رضوان او بر یکدیگر سبقت جویند گروهی پیش افتادند و کامیاب شدند و دسته ای تخلف کردند و زیانکار گشتند. بسی جای شگفتی است که کسی در چنین روز که روز مزد گرفتن نیکو کاران و زیان دیدن مقصران است به خنده و بازی مشغول باشد، به خدا سوگند اگر پرده را برگیرند هر آینه نیکوکار به کار نیک خود و بدکار به کردار زشت خویش سرگرم باشند و در روایت دیگر فرمود :
به خدا سوگند اگر پرده گشوده شود محسن ( به احسان خویش ) و بدکار ( به کار بد خود ) چنان گرفتار است که به شانه کردن سر و آراستن لباس نپردازد چنانچه بقیه آن در عیدین بیاید ان شاء الله .
رابعاً – از امور مهمه در این روز آنکه روز عید را به اسلام بر حامیان آن روز به پایان برساند و به درگاه آنها تضرع و الحاح نماید و آنها را برای استصلاح حال به اعمال یعنی طلب صلاح از بارگاه صاحب جلال و جمال شفیع گرداند و به مناسبت وقت تسلیم اعمال به حضرت سید المرسلین (ص) استرحام از آن بزرگوار را نیز به آن ضمیمه نماید که اگر آن روز مختص به او نباشد باز او را حق ثابتی در « روز نگهبانی » آل طاهرین و خلفای معصومین او (ع) خواهد بود ولی این استرحام و التجاء با حالتی آمیخته به شرمساری و حیاء از تقصیر در ادای حق شکر نعمت یه قدر منت و با لطف در گکفتار و الفاض تضرع و ابتهال بوده باشد چه چنین حال را در قبولی اعمال و فرود آوردن فیض و خیر از معدن افضال اثر بزرگی است و تراست که به صاحب روز برای شفاعت در حضرت پروردگار توجه نمائی و به وسیله او (ص) اعمال خود را در حضرت الوهیت عرضه بداری تا از باب کرم و عفو خود ترا نراند و سئیات ترا به اضعاف از حسنات مبدل گرداند و به مکارم و عنایات مقبول و مرضیّ درگاه خویش سازد.
« فانُّه یفعلُ ما یَشاء و لا یفعلُ ما یَشاءُ احدٌ غیرهُ »
و تراست که از او مزید توفیق خود را در جد و اجتهاد و کوشش در خدمت مالک عباد و وفای به عهد با رسول عماد و آل امجاد برای ایام بعدی خویش خواستار شوی ؛ چه وفای در ایام غیبت را به حکم عقل در نزد خردمندان با سادات و احباب ، حقوق بزرگی است.
منبع : کتاب شریف المراقبات



برادران و خواهران عزیزی که انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق نظرات به اطلاع ما می رسانند؛ جواب انتقاد یا پیشنهاد یا سوال هایشان در همان جایی که نظر داده اند، پاسخ داده می شود.
التماس دعا یا علی مدد.