شهید بسیجی: داوود رحیمی جعفر آبادی
یک نفر آدم و این همه رفیق.
بچهها عاشق و دلباختهاش بودند. یک جورایی آچار فرانسه روحیه بود.
شب عملیات کربلای پنج، نارنجکهای که توی کولهاش داشت، رفته بود. توی یک شیار. زیر شنی تانکها نارنجک میانداخت.
ظهر روز اول عملیات در شلمچه، فرمانده یک توپ ۱۰۶ شده بود.
شجاع و از قدرت تصمیم گیری بالایی هم برخوردار بود. با اینکه خیلی شوخ طبع بود. در معرکه جنگ، ولی با برنامه ریزی دقیق، از روی اصول با دشمن میجنگید. با یک قبضه توپ ۱۰۶ حال تانکهای بعثی را میگرفت. گلولههای توپ که تمام شد.
گفت: تا من یک دستی به سر و روی این توپ بکشم، شما زودی برید و گلوله برام بیارید.آخه از کجا؟. دویدیم و رفتیم. هر چه گشتیم؛ گلوله نبود. برگشتیم.
دیدم پای توپ ۱۰۶ تکیه داده، صورتش همه خونین. نرم نرم نفس میکشید. با سربند یا زهرا چشمهایش را بسته بود و ذکر میگفت: یا مهدی. یا زهرا. یا حسین شهید.
او فردی شجاع و از قدرت تصمیم گیری بالایی هم برخوردار بود. با اینکه خیلی شوخ طبع بود. در معرکه جنگ، ولی با برنامه ریزی دقیق، از روی اصول با دشمن میجنگید. با یک قبضه توپ ۱۰۶ حال تانکهای بعثی را میگرفت
زانو زدم دستش را محکم چسبیدم. تمام صورتش. دستهایش. سرش، همه جایش ترکش باران شده بود. دستش، توی دستم بود، صدایش قطع شد. پریده بود. آسمانی آسمانی شده بود.
ـ شهید بسیجی: داوود رحیمی جعفر آبادی
فرزند: حبیب
متولد: ۱۳۴۴
شهادت: دی ماه ۶۵ / شلمچه




بسمه رب الشهداء.با عرض سلام و ادب حضور خادمین اهل البیت.بسیار مطالب زیبایی را ارائه نمودید.امید است بتوانیم با الهام پذیری از دستورات الهی زندگی سعادتمندی داشته باشیم.در پناه ایزد منان سربلند باشید.
پاسخ به این نظر
||
برادران و خواهران عزیزی که انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق نظرات به اطلاع ما می رسانند؛ جواب انتقاد یا پیشنهاد یا سوال هایشان در همان جایی که نظر داده اند، پاسخ داده می شود.
التماس دعا یا علی مدد.