موضوع: برنامه ها و مراسم هیأت تیر ۲۲م,۱۳۸۹
.:: درباره ی هیئت ::.
برنامه هفتگی هیئت محبان المهدی(عج) گلپایگان هر هفته پنجشنبه ها ساعت 6 صبح زیارت عاشورا (آدرس:گلپایگان،انتهاي خيابان آيت الله طالقاني، مسجد ميرزا حسن خان)
.:: منوی اصلی ::.
.:: ویژه های سایت ::.
.:: پیوندهای سایت ::.
- .:::::: مقام معظم رهبری :::::::.
- آیت الله العظمـی امام خامنــــــــه ای
- آیــت الله العظمی صــــافی گلپایگانی
- آیــت الله العظمی مکارم شیـــــــرازی
- آیـــت الله العظمی فاضــل لنکرانی(ره)
- آیــــت الله العظمـــــی سیستانـــــــی
- آیــــــت الله جــــوادی آملــــــــــــــــی
- آیــــــــت الله العظمی وحید خراسانی
- اندیشـــــــــــــه ی قــــــــــــــــــــــــم
- حســــــــــن رحیم پور ازغـــــــــــــدی
- حـــــــــــاج محمـــــــــــــــــــود کریمی
- خبــــــــــــــــــــــــر گزاری بسیـــــــج
- دفتـــر آیــــــت الله العظمی بهجت(ره)
- دوستداران حـــــــاج منصور ارضـــــی
- سایت شهیــــــــــد آوینـــــــــــــــــــی
- هیئـــــــــــت رأیت العبـــــــــــــاس(ع)
- پایگاه اطلاع رسانـــــــــی بسیــــــــج
- پـاسخگویـــــــــی به مسائل دینـــــی
.:: موضوعات ::.
- برنامه ها و مراسم هیأت (۵۷)
- تصاویر و یادگاری ها (۳)
- شهدا (۲۶)
- مطالب عمومی (۴۵)
- مطالب مذهبی (۷۲)
- انتظار (۴)
- کلام نور (۱۱)
.:: آرشیو مطالب ::.
- فضیلت کسب و کار
- انبیا فطرت ما را بازخوانی کردند” بررسی نامه سی و هشتم نهج البلاغه “
- برنامه هیئت ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
- مقام قرب فاطمه (علیهاالسلام) در پیشگاه خدا
- فرهنگ انتظار
- راههای تطهیر قلب از منظر آیتالله مجتبی تهرانی
- حضرت فاطمه زهرا (ع) از نگاه حضرت امام خمینی(ره)
- تولد در «لندن» ، شهادت در «فاو»
- برنامه هیئت فاطمییه ۹۱
- اسم تمام شیعیان در مصحف فاطمی ثبت شده است
.:: آرشیو تقویمی ::.
.:: ارسال تصویر ::.
.:: آشنایی با ::.
.:: پایگاه های دیگر ::.
.:: ارتباط زنده با مدیر سایت ::.
.:: ایستگاه نور ::.
.:: سخنی با مولا::.
مهدي جان نميدانم تا سپيده دم فرج چند نافله مانده است، نميدانم كدام قنوتِ عطشناك به دامن عنايت تو توفيق استجابت خواهد يافت، تا از قله هاي بلندغيبت به دنياي خاكي ما نزول فرمايي؟اما ميدانم اين يلداي هجر كه از شفق حضور تو التهاب سپيده زدن دارد، در انتظاري شيرين ميسوزد. التماس دعا
.:: ذکر ایام هفته::.
.:: اتاق صوت::.
.:: دیگر امکانات ::.




چراقدمم می لرزد
چرادلم پیوسته می شکند
چرانتیجه نمی دهددعای من
چرانمی شنوی صدای من
چراندای تورانمی فهمداین دل من
چرابه حضورتوگواهی نمی دهدقلبم
چراغافل می شود یادت ازذهنم
چراازحضورتونمی شود شرمم
چرانفهمیده می روم برلبه ی تیغ سیاهی
چراازیادم می روی گاهی
خدای من_نکند مرا نمی خواهی
پاسخ به این نظر
||
حج یاشهادت؟؟؟
اکنون شهیدان کارشان را به پایان رساندهاند. و ما شب شام غریبان میگرییم، و پایانش را اعلام میکنیم و میبینیم چگونه در جامعه گریستن بر…
خواهر خواهران، برادران!
اکنون شهیدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند، و ما کرها مخاطبشان هستیم، آنها که گستاخی آن را داشتند که ـ وقتی نمیتوانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب کنند، رفتند، و ما بیشرمان ماندیم، صدها سال است که ماندهایم. و جا دارد که دنیا بر ما بخندد که ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین (ع) و زینب (س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ میگرییم، و این یک ستم دیگر تاریخ است که ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.
در فرهنگ ما عزیزترین گوهرهایی که بشریت آفریده است تا «خدا» بالامی رود، و میراث همه این سرمایههای عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده است.
ما مسئول این هستیم که با این میراث عزیز شهدا و مجاهدانمان امتی نمونه بسازیم تا برای مردم جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد.
رسالتی به این سنگینی، بر عهده ماست، که زندگی روزمرهمان را عاجزیم!
خدایا! این چه حکمت است؟ خدایا این باز چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟
اکنون شهیدان کارشان را به پایان رساندهاند. و ما شب شام غریبان میگرییم، و پایانش را اعلام میکنیم و میبینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ او که میخواست این داستان به پایان برسد.
اکنون شهیدان نقش خویش را خوب بازی کردهاند. معلم، پیر، جوان، بزرگ، کوچک، هر کدام درسی به همه دادند و رفتند. مردنی به این زیبایی!
شهیدان دو کار کردند، از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند ـ اگر میتوانند ـ و چگونه بمیرند ـ اگر نمیتوانند.
این شهیدان کار دیگری نیز کردند: شهادت دادند با خون خویش ـ نه با کلمه ـ شهادت دادند، که در نظام واحد حاکم بر تاریخ بشری که بشریت را ابزار دست میکند تا انسانها را قربانی مطامع خود کند و از همه چیز پایگاهی برای حکومت ظلم و جور و جنایت بسازد ـ همه گروههای مردم و همه ارزشهای انسانی محکوم شده است. و اکنون حسین (ع) با همه هستیاش آمده است تا در محکمه تاریخ، در کنار فرات شهادت بدهد: شهادت بدهد که در نظام جنایت و در نظامهای جنایت چگونه قهرمانان میمردند و شهادت بدهد که در نظام حاکم بر تاریخ چگونه زنان اسارت را باید انتخاب می کردند.
اکنون محکمه پایان یافته است و شهادت حسین (ع) و همه عزیزانش و همه هستیاش با بهترین امکانی که در اختیار جز خدا هست، رسالت عظیم الهیاش را انجام داده است.
دوستان!
در تشیع درسهای بزرگ و پیامهای بزرگ و خدایی و سرمایههای عزیز و روحهای حیات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاریخ نهفته است. یکی از بهترین و حیاتبخشترین سرمایههایی که در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.
ما از وقتی که، به گفته جلال «سنت شهادت را فراموش کردهایم، و به مقبرهداری شهیدان پرداختهایم، مرگ سیاه را ناچار گردن نهادهایم» و از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که بهجای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شدهاند و بس، در عزای همیشگی ماندهایم!
این که حسین (ع) فریاد میزند ـ پس از این که همه عزیزانش را در خون میبیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمیبیند ـ که «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمیداند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سؤال انتظار حسین (ع) را از عاشقانش بیان میکند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام مینماید. اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین (ع) را ـ که «شیعه میخواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه میطلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین (ع) اشک میخواهد. ضجه میخواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار میخواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و «پیرو».
و شهید یعنی حاضر، کسانی که مرگ سرخ را به دست خویش به عنوان نشان دادن عشق خویش به حقیقتی که دارد میمیرد و به عنوان تنها سلاح برای جهاد در راه ارزشهای بزرگی که دارد مسخ میشود انتخاب میکنند، شهیدند حی و حاضر، نه تنها در پیشگاه خدا که در پیشگاه خلق نیز و در هر عصری و زمینی.
و ببینید که آیا کسانی که سخاوتمندانه با حسین (ع) به قتلگاه خویش آمدهاند و مرگ خویش را انتخاب کردهاند، در حالی که صدها گریزگاه آبرومندانه برای ماندنشان بود، و صدها توجیه شرعی و دینی برای زنده ماندنشان بود، توجیه و تاویل نکردهاند و مردهاند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که برای ماندشان تن به ذلت و پستی رها کردن حسین (ع) و تحمل کردن یزید دادند؟ کدام هنوز زندهاند؟
شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن، با مرگ خویش بر دشمن پیروز میشود و اگر دشمنش را نمیکشد، رسوا میکند.
و شهید قلب تاریخ است و همچون قلبی، به اندامهای خشک مرده بیرمق این جامعه، خون خویش را میرساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را میبخشد.
حسین (ع) یک درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی که همه اجدادش برای احیای این سنت، جهاد کردند. مراسم حج را به پایان نمیبرد تا به همه حجگزاران تاریخ، بیاموزد که اگر امامت نباشد، حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.
شهادت «حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ» است. و غیبت؟!
آنهایی که حسین (ع) را تنها گذاشتند و از حضور و شرکت و شهادت غایب شدند، اینها همه با هم برابرند، هرسه یکیاند:
چه آنهایی که حسین (ع) را تنها گذاشتند تا ابزار دست یزید باشد و مزدور او، و چه آنهایی که در هوای بهشت، به کنج خلوت عبادت خزیدند وچه آنهایی که مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زیرا در آنجا که حسین(ع) حضور دارد ـ هرکس که در صحنه او نیست، هرکجا که هست، یکی است، مؤمن و کافر، جانی و زاهد، یکی است.
و تو، و من، ما باید بر مصیبت خویش بگرییم که حضور نداریم.
رسالت نخستین را حسین (ع) و یارانش امروز گزاردند، رسالت خون را، رسالت دوم، رسالت پیام است. پیام شهادت را به گوش دنیا رساندن است. این رسالت بر دوشهای ظریف یک زن، «زینب» (س)! ـ زنی که مردانگی در رکاب او جوانمردی آموخته است! ـ و رسالت زینب (س) دشوارتر و سنگینتر از رسالت برادرش.
و زینب مانده است، کاروان اسیران در پیاش، وصفهای دشمن، تا افق، در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش، وارد شهر میشود، از صحنه برمیگردد، آن باغهای سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوی گلهای سرخ به مشام میرسد، وارد شهر جنایت، شده است، آرام سراپا افتخار، بر سر قدرت فریاد میزند: «سپاس خداوند را که این همه کرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا کرد: افتخار نبوت، افتخار شهادت…» زینب رسالت رساندن پیام شهیدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است.
اگر زینب پیام کربلا را به تاریخ باز نگوید، کربلا در تاریخ میماند، و کسانی که به این پیام نیازمندند از آن محروم میمانند، . این است که رسالت زینب سنگین و دشوار است. رسالت زینب پیامی است به همه انسانها، به همه کسانی که بر مرگ حسین(ع) میگریند و به همه کسانی که پیام حسین(ع) را که «زندگی هیچ نیست جز عقیده و جهاد» معترفند؛ پیام زینب به آنهاست که: «ای همه! ای هرکه با این خاندان پیوند و پیمانداری، انتخاب کن! در هر عصری و در هر سرزمینی که آمدهای، پیام شهیدان کربلا را بشنو، بشنو که گفتهاند: کسانی میتوانند خوب زندگی کنند که میتوانند خوب بمیرند. و پیام اوست به همه بشریت که اگر دین دارید، «دین» و اگر ندارید «حریت» ـ آزادگی بشر ـ مسؤولیتی بر دوش شما نهاده است که به عنوان یک انسان دیندار، یا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهید حق و باطلی که در عصر خود درگیر است، باشید که شهیدان ما ناظرند، و همیشه حاضرند و نمونه عملاند و گواه حق و باطل سرنوشت انساناند.»
و که میداند مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنهها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آنچنان مردن را، یا اینچنین ماندن را. اگر نمیخواهد از صحنه غایب باشد.
عذر میخواهم، در هر حال وقت گذشته است و دیگر فرصت نیست و حرف بسیار است و چگونه میشود با یک جلسه، از چنین معجزهای که حسین در تاریخ بشر ساخته است و زینب پرداخته است، سخن گفت؟
آنچه میخواستم بگویم حدیث مفصلی است که در این مجمل میگویم به عنوان رسالت زینب، «پس از شهادت» که:
«آنها که رفتند، کاری حسینی کردند،
و آنها که ماندند، باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیاند»!…
پاسخ به این نظر
||
برادران و خواهران عزیزی که انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق نظرات به اطلاع ما می رسانند؛ جواب انتقاد یا پیشنهاد یا سوال هایشان در همان جایی که نظر داده اند، پاسخ داده می شود.
التماس دعا یا علی مدد.